X
تبلیغات
رایتل
جنسیت گمشده
نفرینت نمیکنم که بمانی نفرینت نمی کنم که بمیری نفرینت می کنم که زن باشی و بفهمی
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 5 دی‌ماه سال 1384
لال /کور/ کر

  • دخترک ۶یا ۷ ساله کز کرده و روی مبل نشسته و داره ناخون ها شو از ته می جود انگار بغض گنده ای درست وسط گلویش مانده. زیادی حرف زده گنده تر از دهنش حرف زده یک تو دهنی محکم خورده و اصلا گریه نکرده فقط درد اون تو دهنی تا امروز با او هست ولی یاد نگرفت زیادی حرف نزند و هیچ وقت نفهمید قد خودش چقدر است .پس هنوز زیادی حرف می زند و محکم تو دهنی می خورد.
  • همان بچه نشسته کنار حوض دست چاقش را می زند توی آب و سر به سر ماهی ها می گذارد.آدم بزرگها نشسته اند تو ایوان و دارند حرفهای مگو با هم می گوییند بچه از وسط حرفها یشان چند کلمه را می شنود (کورتاژ/ گناه/ قابله) و بعد از رفتن مهمان بلند می پرسد قابله همون قابلمه است؟و گوشش کشیده می شود تا فراموش نکند زیادی نشنود ولی او کوچکترین صدا را می شنود و خوب هم می شنود و از پچ پچ کردن متنفر است ولی هنوز که هنوز است گاهی درد آن گوش کشیدن به یادش می افتاد نه خلاصتان کنم هنوز هم گوشش را می کشند هنوز درد می کشد ولی باز هم حرفهای مگو را میشنود و ناجور و دردناک تر از قبل گوشمالی میشود
  • همان بچه زل می زند تو چشم کسی که تنبیهش کرده درد کشیده ولی حاضر نیست گریه کردنش را ببینند همه اش زل می زند و از رو نمی رود و آن صدا که هنوز توی گوشش صدا می کند که ( چشمتو بنداز پایین پررو) ولی او همچنان دارد نگاه می کند بغض می کند     کتک می خورد بابت چشم سفیدی ولی مستقیم با چشمهای پر زل می زند درد میکشد ولی زل می زند .

 

 





تعداد بازدیدکنندگان : 466589


Powered by BlogSky.com