X
تبلیغات
رایتل
جنسیت گمشده
نفرینت نمیکنم که بمانی نفرینت نمی کنم که بمیری نفرینت می کنم که زن باشی و بفهمی
آرشیو
موضوع بندی
پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1384
با هر عنوانی که می خواهید بخوانید

من که تا زنده ام از خاطرم نمی رود

هه به خیالت نیلوفرکان خیس توی مرداب تو را فریب می دهند

خودت بن بست همه کوچه ها را قدم زدی

روبه روی دل من ایستادی

صدای قدم های تو بود

که زمستان دلم را رم داد

ولی ای ترسوی کوچک

خاطرت هست

تمام پلکان زرد رنگ را تا نهایت شب تا خود سپیده می دویدی

با کوله باری بر دوش و چشمانی مضطرب و شیشه ای در دست

تو هم دیگر گمشده من نیستی

مطمئن باش نمی شینم تا سفیدی تمام موهایم

خلاصه بگویمت تو کار مهمی نکردی

فقط کمی از اندوه سالهای دور مرا با من دوره کردی





تعداد بازدیدکنندگان : 466683


Powered by BlogSky.com